خرید بک لینک
به خاطر شرایط کاری که داشتی قرار مداری برای عقد و آزمایش بینمون تنظیم نشد تا شما بری و دوباره برگردی و تو یه فرصت مناسب عقد کنیم.

بزرگترا صحبت های معمول این جریانات رو انجام دادن و به خاطر یک سو تفاهم کوچیک 2روز بعد مجددا کنار هم قرار گرفتیم اما با خاطره خوب با اطمینان از اینکه بزرگترها هوادار ما هستن و هیچوقت جلو پامون سنگ نمیندازن،یک خداحافظی کوتاه انجام دادیم

شرایط به گونه ای بود که ما انتخابمون رو کردیم صحبت ها انجام شد و به توافق رسیدیم اما واقعا در حق ما2تا جوون ظلم بود10روزی از هم بی خبر باشیم.

تصمیم گرفته شد یه نامزدی که در نوع خودش جالبه داشته باشیم.نمیدونم دقیقا مخترع این موبایل کی بوده اما هر کی بوده شیر مادر حلالش که حسابی کار ما 2 تا رو راحت کرد.نامزدی تلفنی داشتیم اما با اطلاع خانواده ها.

فقط من و تو و خدا میدونه ما تو اون10روز چی کشیدیم تا تو بری و برگردی.

روزی که اومدی رو فراموش نمیکنم.12شهریور ماه بود.چقد خوشحال بودیم که بلاخره هجران به سر اومد.

حس 2 عاشقی رو داشتیم که سال های سال واسه بهم رسیدن تلاش کردن.و من الان به این حرف رسیدم که عشق بعد از ازدواج عشق منطقی هست که با گذر زمان شعله ور تر شده و الان کوره دلم به یاد تو قلب و نگاه مهربونت گرمه.

البته اینم اضافه کنم تو اون مدت نامزدی مصلحتی زندگی همچنان ادامه داشت و من تونستم با موفقیت تکلیف درسمو یک سره و دفاع کنم.

با هر سختی بود شب قبل عقد خوابیدیم چرا که فردا قرار بود زندگی زاویه های دیگشو بهمون نشون بده و هر 2 بی قرار این تغییر بزرگ سر به بالین گذاشتیم.

هیچ رویایی به پای بیداریم با تو نمیرسد

خواب ها فقط خودشان را اذیت می کنند !

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۶ساعت 21:29  توسط مهسا |

برچسب: اینجا,بودنت,زیباست, نویسنده: هلیا رضاپور تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 21:36

صفحه بندی