خرید بک لینک

عاشقانه های من و همسرم

مینویسم برای یگانه عشق و ثمره عشقم

یک روز سرد زمستونی خونه پدری

سلام دخترکم امیدوارم حالا که داری این نوشته رو میخونی شاد و خوشحال،فارغ از درد و غم زندگی باشی

الان تو خونه بابایی تو یکی از اتاق ها دراز کشیدم،هوای بیرون سرده،برق هم قطع شده یه عصر سرد و دلگیر

تو دیگه برای خودت خانومی شدی،الان ۲سال و ۲ماه ۱۰روزته

۱ماهه که دیگه با پوشک خداحافظی کردیو خب این در دوران مادری من یه موفقیت بزرگ به حساب میاد چون تونستم تنهایی بعد از ترک پستونک تو۶ماهگی،ترک شیر تو۲۰ماهگی و ترک پوشک در۲۵ماهگی با موفقیت این چالش هارو به اتمام برسونم.

الان با بابات رفتی بیرون و من که خسته از کارای روزمره و این بی برقی کلافه کننده ترجیح دادم بری پیش بابات یه کم بتونم از سکوت خونه مامانی لذت ببرم

ماهنی به نظر من هر آدمی که به نوعی اشک آدم درمیاره ارزش وقت گذاشتن و پرداختن بهش نداره.هر کسی که میخواد باشه.دوری و دوستی...

برچسب: نویسنده: هلیا رضاپور تاريخ: دوشنبه 30 شهريور 1405 ساعت: 3:35

صفحه بندی