سفر مادر دختری

خرید بک لینک

سلام بهونه قشنگ زندگی مامان و بابا 

الان که دارم برات مینویسم اومدم خونه بابایی و مامانی شهرستان.

تعطیلات ۱۴و ۱۵خرداد همراه بابا اومدیم شهرستان پیش خانواده ها،بابا چند روزی موند و بعد برگشت تهران

ولی من تصمیم گرفتم دیگه سرکار نرم و این مدت پیش خانواده ها باشم،آخه بابایی نمیتونست ما رو تنها بزاره و ماموریت بره،این شد که ما رو گذاشت اینجا و رفت ماموریت،اینجا انقد همه چیز آروم و دور از استرسه که حتی حرکاتت تو دلم بیشتر و پر انرژی تر شده و من برای این تکون خوردنات قند تو دلم آب میشه

آخ امان از روزی که کمتر ورجه وورجه کنیکلافه و عصبی میشم

فعلا تا چند روزی اینجا هستم و بعدش برمیگردم چون نوبت دکتر دارم و بابا تنهایی موندن سختشه.

دوست داریم فرشته کوچولو ۴۰۰گرمی مامان

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم خرداد ۱۴۰۱ ساعت 16:0 توسط مهرسا  | 

سوگند میخورم به جز حضور تو هیچ چیز این جهان را جدی نگرفته ام حتی عشق را...

ما را در سایت سوگند میخورم به جز حضور تو هیچ چیز این جهان را جدی نگرفته ام حتی عشق را دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 142 تاريخ: سه شنبه 14 تير 1401 ساعت: 4:02

صفحه بندی