سلام دختر گلم
بلاخره بعد حدودا ۱ماه دوباره برگشتم خونمون
۳تیر ماه بابا اومد دنبالم و برگشتم خونه،آخ نگم از خونه ای که ۱ماهی روی زن به خودش ندیده
بابات ذاتا آدم شلخته ای نیستا ولی یه بریز به پاشی کرده بود بیا و ببین
همه جا بهم ریخته و گرد و خاک.
کلی هم بار و بندیل ، وسایلی که مامانی و بابایی دادن با خودم آوردم.جالبه همون روز که رسیدیم فردا صبح زودش بابا رفت ماموریت و من موندم حوضم
برچسب:
نویسنده: هلیا رضاپور