سلام دختر گلم
بلاخره بعد حدودا ۱ماه دوباره برگشتم خونمون
۳تیر ماه بابا اومد دنبالم و برگشتم خونه،آخ نگم از خونه ای که ۱ماهی روی زن به خودش ندیده
بابات ذاتا آدم شلخته ای نیستا ولی یه بریز به پاشی کرده بود بیا و ببین
همه جا بهم ریخته و گرد و خاک.
کلی هم بار و بندیل ، وسایلی که مامانی و بابایی دادن با خودم آوردم.جالبه همون روز که رسیدیم فردا صبح زودش بابا رفت ماموریت و من موندم حوضم سوگند میخورم به جز حضور تو هیچ چیز این جهان را جدی نگرفته ام حتی عشق را...
ما را در سایت سوگند میخورم به جز حضور تو هیچ چیز این جهان را جدی نگرفته ام حتی عشق را دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 159